مرکز پاسخگویی به سوالات حقوقی

جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

اصطلاحات حقوق تجارت(قسمت6)

1. مایملک: قسمت مثبت از دارایی شخص را گویند.

2. مباح: چیزی که ترک و فعلش جایز است. ………………..

 

مشاوره حقوقی رایگان با وکیل خوب دادگستری

  1. مایملک: قسمت مثبت از دارایی شخص را گویند.
  2. مباح: چیزی که ترک و فعلش جایز استمباحات: اموالی که ملک اشخاص حقیقی یا حقوقی نباشد.
  3. مباشر: کسیکه از طرف مالک بطور مستمر اداره اموال او را تصدی می‌کند.
  4. مبیع: عین موجود در خارج یا عین کلی در ذمه که بعنوان عوض و به انتظار دریافت عوض معلوم به طرف تملیک می‌شود.
  5. متصالح: قبول‌کننده را در عقد صلح گویند.
  6. متهم: کسی که فاعل جرم تلقی شده ولی هنوز انتساب جرم به او محرز نشده است.
  7. مثمن: معوض را در عقد بیع گویند.
  8. مجرم: کسی که مرتکب جنایت یا جنحه یا خلاف می‌شود.
  9. مجنون: کسی که فاقد تشخیص نفع و ضرر و حسن و قبح است.
  10. محجور:‌کسی که فاقد عقل و یا رشد و یا کبر باشد.
  11. محق: کسی که ادعاء او حق است.
  12. محکوم: کسی که به حکم کیفری یا مدنی یا اداری محکوم شده است.
  13. محل اقامت: محلی که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد.
  14. مدیون: کسی که بر ذمه او تعهدی به نفع غیر وجود دارد.
  15. مراهنه: هر نوع برد و باخت و شرط بندی به هر وسیله که صورت گیرد.
  16. مرور زمان: گذشتن مدتی است که بموجب قانون پس از انقضای آن مدت، دعوی شنیده نمی‌شود.
  17. مستشار: عضو محاکم عالی
  18. مستعیر: کسی که مال غیر را به عاریه می‌ستاند.
  19. مستغل: اموال غیر منقول که مورد بهره‌برداری است.
  20. مستغلات: اموال غیر منقولی که مورد بهره‌برداری به توسط مالک آنهاست
  21. مستودع: مرادف ودیعه گیر
  22. مشتری: کسی که در عقد بیع قبول عقد می‌کند و عوض می‌دهد.
  23. مصالح: کسی که در عقد صلح ایجاب از ناحیه اوست
  24. مضاربه: عقدی است که به موجب آن یکی از متعاملین سرمایه می‌دهد با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک باشند.
  25. معافیت:‌عفو از حق به معنی چشم‌پوشی از حق خود به نفع طرف است
  26. معاوضه: عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مالی می‌دهد به عوض مال دیگر که از طرف دیگر اخذ می‌کند.
  27. معوض: در عقد معوض مالی که از طرف ایجاب کننده داده می‌شود معوض نام دارد.
  28. مقاوله نامه: نوشته حاکی از یک قرارداد بین‌المللی را گویند
  29. ملکیت: رابطه‌ای است حقوقی بین شخص و چیز مادی
  30. موت فرضی: موتی است که بموجب حکم دادگاه درباره شخصی که غائب مفقودالخبر شده است فرض می‌شود
  31. موجر: در اجاره اشیاء صاحب عین مال مورد اجاره را گویند.
  32. موصی: کسی را گویند که طی وصیت تملیکی مال یا منفعتی از مال خود را برای زمان پس از مرگش به دیگری تملیک می‌کند
    (ن)
  33. نایب: کسی که در امر مخصوصی از طرف شخص که واجد صلاحیت است به او اختیار خاصی داده می‌شود.
  34. نحله: هبه
  35. نقل: سلب مالکیت یک مالک نسبت به مال معین و اعطاء آن به دیگری خواه به رضای مالک باشد و خواه به حکم قانون
    (و)
  36. واخواست: اعتراض را گویند
  37. وارث: کسی که از دیگری مالی را به ارث میبرد.
  38. وثیقه: مالی است که وام گیرنده تحت یکی از صور قانونی آن را نزد وام دهنده می‌گذارد.
  39. وجوب: به معنی لزوم عقد یا ایقاع
  40. ودیعه: عقدی است که به موجب آن یکنفر مال خود را به دیگری می‌سپارد برای اینکه آن را مجاناً نگهدارد
  41. وصیت: اعمال حقوق مدنی از طریق استخلاف
  42. وکالت:‌عقدی است که به موجب آن, شخص به دیگری اختیار انجام عملی را به نام و به نفع خود می‌دهد وکالت دهنده را موکل و وکالت گیرنده را وکیل نامند.
    (ه)
  43. هامش: هر نوشته که بصورت تغییر یا اضافه در حاشیه سند درج شود و جزء سند باشد.
  44. هبه: تملیک عین بدون عوض و بطور منجر.
    (ی)
  45. ید: تصرف در مالی را ید گویند.
    صدای وکیل پاسخ دهنده به سوالات حقوقیه شما و ارائه دهنده مشاوره رایگان توسط وکیل دادگستری
به این مقاله امتیاز دهید