مرکز پاسخگویی به سوالات حقوقی

جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

اصطلاحات حقوق تجارت(قسمت4)

1. حق انتفاع: حقی است که بموجب آن، شخص می‌تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند.

2.حق العملکاری: نوعی از وکالت است در امور تجاری ……………..

 

مشاوره حقوقی رایگان با وکیل خوب دادگستری

  1. حق انتفاع: حقی است که بموجب آن، شخص می‌تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند.
  2. حق العملکاری: نوعی از وکالت است در امور تجاری
  3. حقوق اساسی: رشته‌ای است از حقوق داخلی هر ملت که بحث می‌کند از شکل حکومت و سازمانهای دولتی
  4. حواله: عقدی‌است که به موجب آن طلب شخصی از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالثی منتقل می‌گردد.
    (خ)
  5. خسارت: مالی که باید از طرف کسی که باعث ایراد ضرر مالی به دیگری شده به متضرر داده شود.
  6. خلاف: نوعی از جرائم که ماهیت آنها مخالفت با نظامات عادی باشد
  7. خیار: تسلط قانونی شخص در اصمحلال عقد
    (د)
  8. دائن: کسیکه تعهدی به نفع او بر ذمه غیر وجود دارد.
  9. دادخواست: شکوائیه‏ای است که به مراجع قضایی بطور کتبی و یا شفاهی عرضه می شود.
  10. دادخواه: مدعی را گویند کسیکه طرح دعوی می کند و تظلم می نماید.
  11. دادرسی: مجموعه عملیاتی است که بمقصود پیدا کردن یک راه حل قضایی بکار میرود – رسیدگی به مرافعه .
  12. دارایی : به مجموع اموال و مطالبات و دیون گفته می شود.
  13. دانگ :یک ششم از مال غیر منقول
  14. دایر:زمینی است که تحت کشت یا بنیاد و مانند آنها باشد .
  15. درآمد اتفاقی: هر درآمدی که به صورت غیر مستمر و اتفاق بدست آید مانند پاداش، جایزه و …
  16. دستمزد: مزدی که برای انجام کار بدنی غیر مستمر داده می‌شود.
  17. دفتر اسناد رسمی: محل کار سردفتر اسناد رسمی که برای انجام کار خود اختیار کرده است.
  18. دفتر تجارتی: دفاتری که تاجر مطابق مقررات قانون تجارت تهیه و نگهداری کند.
  19. دفتر روزنامه: یکی از دفاتر تجارتی است که تاجر جمیع واردات و صادرات تجارتی خود را روزانه باید در آن ثبت کند.
  20. دفتر کل: یکی از دفاتر بازرگانی است که تاجر باید کلیه معاملات را لااقل هفته‌ای یکمرتبه از دفتر روزنامه استخراج و با جداکردن انواع مختلف آن هر نوع را در صفحه خاص بطور خلاصه ثبت کند.
  21. دلال: کسیکه با دریافت حق معینی واسطه بین خریدار و فروشنده می‌شود.
  22. دین: تعهدی که بر ذمه شخصی به نفع کسی وجود دارد.
  23. دین مؤجل: دینی که در موعد معینی قابل مطالبه و پرداخت است.
  24. دیه: کیفری است نقدی
    (ذ)
  25. ذمه: حقی که شخص بعهده دیگری دارد.
    (ر)
  26. رابطه حقوقی: بستگی حقوقی دو یا چند شخص و نیز بستگی حقوقی شخص با اشیاء و اموال و حقوق و منافع را گویند
  27. راشی:‌کسیکه برای اقدام به امری با امتناع از انجام امری که از وظایف مأموران و مستخدمان دولت است وجه یا مالی بدهد
  28. راهن: رهن دهنده، عقد رهن، عقدی است که بموجب آن، مدیون مالی را برای وثیقه به راهن دهد.
  29. ربح: به معنی ربح پول و یا نزول استعمال می‌شود.
  30. رسمی: عمل رسمی عملی است که منسوب به دولت است.
  31. رشوه:‌دادن مالی است به مأمور رسمی یا غیر رسمی دولتی به منظور انجام کاری از کارهای اداری یا قضایی
  32. رشید: کسیکه دارای وصف رشد است در مقابل غیر رشید یا سفیه استعمال می‌شود هر رشیدی عاقل است ولی هر عاقلی رشید نیست.
  33. رقبه:‌عنوان املاک غیر منقول
    رهن: عقدی است که به موجب آن، مدیون مالی را برای وثیقه به دائن می‌دهد.
  34. فک رهن: خروج مال مورد رهن از حالت وثیقه بودن
    (ز)
  35. زیان: در معنی ضرر به کار می‌رود
  36. زیان دیرکرد: به معنی خسارت تأخیر تأدیه است.
    (س)
  37. سازش: تراضی طرفین دعوی بر فیصله نزاع معین در دادگاه و با دخالت دادرس
  38. سب: در فقه از جرایم ضد شرع است و عبارت است از ناسزا گفتن.
  39. سبب: خویشاوندی است بین دو نفر که براثر رابطه زناشویی بوجود می‌آید.
  40. سرقت: ربودن مال و اشیاء منقول غیر بدون رضای او بر خلاف حق
  41. سرقفلی: پولی که مستأجرثانی به مستأجر سابق در موقع انتقال اجاره بلاعوض می‌دهد و هم‌چنین مستأجر اول به موجر مالک میدهد
  42. سرمایه‌گذاری: تخصیص اعتبار ومصرف آن برای هدفهای معین ومخصوص
  43. سفته: عبارتست از سند تجارتی که به موجب آن امضاء کننده تعهد می‌کند در موعد معین یا عندالمطالبه در وجه حامل یا شخص معین و یا بحواله کرد آن شخص کارسازی نماید اسم دیگر آن فته طلب است.
  44. سفیه: کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلائی نباشد.
  45. سقوط: تنزل و از بین رفتن حق را گویند.
  46. سکنی: حق انتفاع هرگاه به صورت سکونت منتفع در مسکن متعلق به غیر باشد آن را سکنی نامند.
  47. سلطه: عبارتست از اختیار قانونی شخص بر اشیاء یا اموال یا اشخاص دیگر.
  48. سلف: بیعی که ثمن آن حال و مبیع آن مؤجل باشد.
  49. سلم: ‌بیعی که ثمن آن حال و مبیع آن مؤجل باشد.
  50. سند: عبارت از نوشته‌ای است که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.

صدای وکیل پاسخ دهنده به سوالات حقوقیه شما و ارائه دهنده مشاوره رایگان توسط وکیل دادگستری

 

به این مقاله امتیاز دهید